۲/۰۷/۱۳۸۷

جوابیه


خب من بالاخره یه وقت پیدا کردم تا جواب سوال این آقا سعید رو بدهم.
این جا می نویسم شاید به در کس دیگری هم خورد. شرمنده اینقدر دیر جواب دادم. تا حالا چند بار از این سری سوال ای میلی داشتم اما هر بار یه درگیری بوده که نتوانستم جواب بدهم.

اول از همه باید بگم که من تا حالا تو کشور ایسلند نبودم. حالا شاید در چند ماه یا چند سال آینده
به امید خدا گذرم آن طرفها افتاد. اما فعلا هیچ چیزی جز این که میگویند پیشرفترین کشور دنیاست. خیلی سرزمین پولداری هست و از این حرفها و یه سری تعریف های الفی الفی تو ماه گذشته آن جا بود خودم به شخصه چیز دیگری ازش ندارم.

من هیچ وقت تو وبلاگ با زبان ادبی ننوشتم . چون بنظرم زبان وبلاگ باید ساده باشه.دقیقا مثل زبانی که تو یه کافی شاپ با دوستت حرف میزنی. بنابراین خیلی ساده هر چی که به ذهنم تو این لحظه می یاد رو براتون می نویسم. اگر سوالی بود سعی میکنم حتما جواب بدهم.
خب ببینید شما اولین مشکلی که در ژاپن پیدا خواهید کرد مشکل زبان ژاپنی هست. بدون خواندن زبان ژاپنی شما نمیتواند تو آن کشور دوام بیاورید و زندگی کنید. خواندن زبان ژاپنی وقت و نیرو زیادی آز شما خواهید گرفت. به طوری که دیگه وقت و حوصله و انرژی برای خواندن و کار کردن روی تز خودتو رو نخواهید داشت.
از طرفی شما همش باخودتون در جدال خواهید بودید که خب این همه وقت و انرژی برای خواندن یه زبان که هر چقدر هم بهش مسلط باشید باز مجبور خواهید بود تز رو به زبان انگلیسی* چه فایده ای خواهد داشت**.

همش فکر می کنید اگر این همه وقتی که صرف یاد گیری این زبان کردم صرف کار دیگر می کردم مثلا همون انگلیسی ام رو بیشتر و بیشتر تقویت می کردم خیلی بیشتر از این زبان در آینده به دردم می خورد.

نگاه کنید اکثر کسانی که تو ژاپن درس خواندن با این که اکثر کارهای اداری شون یا تز شون رو به انگلیسی انجام می هند اما از نظر زبان انگلیسی و قدرت تسلط به آن ضیعف هستند.
تا وقتی هم که به یه کشور انگلیسی زبان نروند خودشان هم متوجه نخواهند شد چقدر در انگلیسی لنگ می زند.

کلا ایرانی ها فارسی فکر می کنند بعدتبدیلش می کنند به انگلیسی. حالا تصور کنید طرف ژاپنی هم فکر می کنه بعد تبدیلش میکنه به انگلیسی اصلا نمیشه فهمید چی داره میگه ؟!! نمیدونم مفهوم هست من چی دارم میگم یا نه؟!

حالا من چرا اینقدر رو زبان انگلیسی تاکید میکنم.ببنید اول از همه شما باید بدونید بعد از این که درستان تمام شد میخواهید چه کار کنید؟ به نظر من کشور ژاپن برای شما به عنوان یک خارجی جایی نداره. هر چقدر کار شما خوب باشه هر چقدر تو آن سیستم پشرفت کنید باز یه زمان هست که باید از آن کشور بزنید بیرون.

تعداد خارجی های که تو ژاپن کار هیت علمی دارند آنقدر پایین هست که شاید بشود با دست هم شمرد. از طرفی شما تو سیستم دانشگاهی ژاپن هیچ وقت امکان تدریس کردن رو ندارید بنابراین اگر میخواهید پیشرفت کنید یه زندگی راحت و کم استرس تر داشته باشید زمانی به این نتیجه میرسید که باید از ان کشور بزنید بیرون خب این همه در ژاپن زحمت کشید حالا وارد یه کشور دیگر می شوید باز باید همه چیز رو از اول شروع کنید. اولین چیز هم مون اختلاف زبان انگلیسی شما با کسی هست که تو یه کشور انگلیسی زبان درس خوانده .
حالا از طرف دیگر در تمام طول تحصیل شما به معنی واقعی کلمه رعیت استاد راهنما هستید. تقریبا میشه گفت همه چیز شما دست استاد راهنما شماست.
البته سیستم دانشگاه ژاپن یه چیز خاص هست از این دانشکاه با آن دانشگاه تفاوت زمین و آسمان هست. حتی سیستم از این لب به لب دانشگاه کلی فرق داره. حتی برخورد یه استاد با دو شاگرد هم فرق داره. این طور نیست که همه تو یه لب یه سری درسها بخوانند همون ها رو امتحان بدهند. یا همه یه پی پر چاپ کنند می تواند دفاع کنند. کار رو تموم کنند تو یه لب استاد به یکی می گه تو باید ۳ تا پی پر داشته باشی به آن یکی دیگه با ۱ پی پر هم اجازه دفاع میده. همه چیز دست آستاد راهنما هست.

این استاد راهنما شما هست که تصمیم می گیره شما چه درسی بخوانید. روی چه چیزی کار کنید. از چه منابعی استفاده کنید. چه ساعت بیاید سر کار. چه ساعت برید خونه. زبان ژاپنی بخوانی یا نخوانی چقدر تو زبان باید مهارت داشته باشی و از این قبیل چیزها یعنی خلاصه بگم در تمام طول تحصیل همه چیز و همه چیز شما دست ایشون هست. آن آزادی که مثلا یه دانشجو تو کانادا یا آلمان داره باید خواب ببنید.
حالا شانس بیاری این آدم شخص خوب و انسانی باشه مشکلات شما خیلی کمتر هست ولی اگر گیر یه ژاپنی بد افتادی دیگه بدبخت روزگاری ...
حالایه چند تامثال براتون می زنم. من خودم استادم دو هفته به شب امتحان تمام منبع کتابم و درسهایی رو باید امتحان می دادم عوض کرد و یه سری منابع و درس جدید رو تو همون تاریخ برای امتحان معرفی کرد.

شوهرم می خواست روی یه پروژه مشخصی کار کنه. خب آن سالها تو ایران استاد دانشگاه بود کاملا می دونست داره چه کار می کنه.ولی هر کاری می کرد ریس بزرگ اجازه نمیداد می گفت این کار بدرد نمی خورد .با زبان بی زبانی میگفت تو ایرانی هستی و نمی فهمی. این جا گروه کار می کنه تو همه بهتره دنباله رو گروه باشی و از خودت نظریه در نکنی . هاهاها(در صورتی که همین کشور آلمان برای آن پروژه ما رو با هزار ناز کشی از کانادا آورد آلمان بهمون اقامت داد با یه پول گنده . اما ریس ژاپنی شوهرم حتی جواب ای میلش رو هم نمی داد .)

یادم می یاد شوهرم در تمام مدتی که ژاپن بود شاید ۳ یا ۴ بار بیشتر ریسش رو از نزدیک ندیده بود همه این مورد هم تو مهمونی بود در حالی که در مست مست بود و هیچ حرف جدیدی نمی شد باهش زد. همیشه ناچار بود یه مسنجر داشته باشه آن همه آدمی که همه تعداد مقالاتش بسیار کمتر از شوهرم بود و هم پستش خیلی پایین تر ازش بود و از همه مهمتر طرف هیچ مسولیتی نداشت فقط و فقط نقش یه مسنجر رو داشت . می توانید تصور کنید کار کردن با این گروه چقدر سخت و دشوار هست.

یا یکی از دوستانم استادشون سر ساعت ۷ صبح تو لب بود و به همه میگفت شما باید قبل از من تو لب باشید. گاهی ما مسخره می کردیم بهش می گفتم این شما رو به چشم آبدارچی می بینه که باید سمار رو قبل از ورودش روشن کنید چای دم کنید تا ایشون تشریف بیاروند.
یا مجبور بودند ژاپنی رو تا ترم شش بخوانید یا فقط ژاپنی حرف بزنند.

یا یه چیز دیگر مثلا ما تو لبمون کارگر که آن جا رو تمیز کنه نداشتیم . هر هفته یا دو هفته یه بار باید روز شنبه همه می امدند لب رو جارو میکردند دستشویی راهرو می شستند نطافت می کردند بعد برای نهار همه با رییس بزرگ می رفتند نهار.
تازه نهار رو هم نه جاش رو شما انتخاب می کردی نه نوع غذا رو . رییس می گفت می ریم این جا این غذا رو میخوریم همه باید با لبخند تایید می کردند کلی به به چه چه که چه انتخاب خوبی کسی هم که مثلا آن غذا رو دوست نداشت باید میخورد.
مثلا ما یه دوست بنگلادشی مسلمان داشتیم که هر بار استاد می خواست اول غذا ساکه یا مشروب بخوره تاکید می کرد من مسلمانم مشروب نمیخورم ولی باز در کمال تعحب استاد براش مشروب می ریخت بعد هم همه باهم کام پای بخورید دیگه...

شاید الان برای شما این سخت به نظر نیاید ولی واقعا در طول زندگی این چیزهای خیلی کوچک ازار دهنده هست
.
نکته دیگری رو من خیلی دوست دارم بهتون بگم به نظر من مردم ژاپن اصلا نژاد پرست نیستند. خیلی هم مردم باز و خوب و کمک کنی هستند. ولی دولت ژاپن به معنی واقعی کلمه راسیست هست تو جا جا قوانین کشور بوی نژاد پرستی میاد. دولت ژاپن هیچ بوی از انسانیت و حقوق بشر نبرده و اصلا نمیدونه حقوق بشر یعنی چی؟! به طور مثال هم براتون بگم ژاپن به هیچ عنوان پناهنده نه سیاسی نه غیر سیاسی نه تحت هیچ عنوانی قبول نمیکنه. یعنی اگر گذر یه بنده خدایی یه روز به کمک ژاپن افتاد فاتحه اش خوانده شده . ماجرای برخوردش با بابی فیشر یادتون هست که چطور انداختش بیرون ...

خلاصه یادتون باشه اگر یه روزی از دست استاد راهنما تو یا یه ژاپنی به دولت شکایت بردید دولت هیج کمکی به شما نحواهد کرد. یه دوست روسی من که تو هیروشیما حقوق می خواند می گفت یه آمار گرفت شده که تو دعوی خارجی با ژاپنی ۹۰ درصد به نفع طرف ژاپنی رای داده شده . دیگه خودتون بخوانید حدیث مفصل رو و یادتون باشه استاد تو ژاپن یعنی خدا یعنی بالاتر از دولت یعنی همه چیز .
به نظرم سیستم تو کشور های دیگر حتی تو همین آلمان که این همه به خشونت سردی معروف هست خیلی خیلی انسان تر از ژاپن هست.

ببنید من خودم خیلی کشور ژاپن رو دوست دارم. بخاطر این که خیلی متفاوت هست و شما خیلی چیز یاد می گیرید ولی واقعا نه برای زندگی نه برای درس خواندن به هیچ کس حتی خودم هم توصیه اش نمی کنم. به نظر من بر همه مردم واجب هست یه سفر بروند ژاپن آن هم فقط یه هفته نه حتی دوهفته :)


من تا وقتی که تو ژاپن بودم همش فکر می کردم من چقدر خوب پول در میاریم .ولی الان فکر می کنم چه اشتباهی کردم اکر تو کانادا مونده بودم آلان خیلی خیلی موفقتر بودم . خیلی موفق تر بودم . یا شوهرم همون کاری که تو ژاپن کرد اگر تو کانادا یا تو آلمان کرده بود الان خیلی وضعیت اش فرق می کد. شاید هم یکی از مفاخر جامعه ایرانی بود. هاهاهاه
می دونم خیلی خیلی بریده بریده از آین شاخه به آن شاخه هست خیلی چیزها بود می خواستم بگم اصلا یادم رفت. خیلی رو کلی گفتم باید ببخشید ولی واقعا با این وقت کمی که داشتم و این دخترک غروغرو اگر همین هم می خواستم یه وقت دیگر بنویسم شاید به سال دیگر می کشید یا می رفت به دست فراموشی. مثل همیشه به بزرگواری خودتان غلط غولوط و متن بریده بریده رو بر من بخشید.


دلم میسوزه براتون نگم که چه وقت و انرژی و این بدبخت صرف تعریف کردن و توضیح کارهاش به آن سن سی کله پوک اش کرد .
می دونم خیلی خیلی بریده بریده از آین شاخه به آن شاخه هست خیلی چیزها بود می خواستم بگم اصلا یادم رفت. خیل جاها رو کلی گفتم باید ببخشید ولی واقعا با این وقت کمی که داشتم و این دخترک غروغرو تمرکز کردن واقعا برام سخت هست.

اگر همین ها رو هم می خواستم یه وقت دیگر بنویسم شاید به سال دیگر می کشید یا می رفت به دست فراموشی. مثل همیشه به بزرگواری خودتان غلط غولوط و متن بریده بریده رو بر من بخشید.
اگر نکته خاصی هست بپرسید جواب می دهم.



میشه خواهش کنم وقتی نظر تون رو می نویسد یه اسم حتی مستعار انتخاب کنید من میخواهم جواب بنویسم بگم چی ناشناس اول ناشناس دوم آخه خدا رو خوش می آید.


* هر چقدر ژاپنی یاد بگیری باز باید تز رو انگلیسی بنویسی.
** از ژاپن که بری بیرون آن زبان به آن سختی با آن همه وقت و نیرویی که صرفش کردی به هیج دردت نمی خوره. تو یه مدت کوتاه
هم فراموشش می کنی.

۱۸ نظر:

سعید گفت...

سلام
من هر روز به اینجا سر می زدم، و وقتی امروز دیدم جواب دادی مثل .. ذوق کردم!
خیلی خیلی ممنون از راهنمائیهایتان.
مسئله ای که در اروپا و بخصوص کشورهای اسکاندیناوی وجود دارد، زندگی مستقل و انفرادی است. یعنی فعالیتهای اجتماعی چندانی وجود ندارد. این برای خارجی ها نیست، خودشون هم به این روش زندگی عادت دارند. جامعه ایرانیان هم که خودتان شاید در جریان باشید. به نظر می رسد در ژاپن مثلا در ایام خاص مثل عید برنامه ای توسط دانشجویان وجود داشته باشد. شاید این نکته کوچکی باشد ولی خوب بعضی وقتا آذار دهنده است که ما اینجا هیچ برنامه ای نداریم.
استاد من از ژاپن اومد اینجا و دیدمش، لازم نیس زبان بخونم، تاکید داشت که بهم دانشجوی مستر و لیسانس می ده و ازم توقع داره که به پیشرفت انگلیسی آزمایشگاه کمک کنم.در کورد پروژه هم گفت که از پروژه های موجود هر کدوم رو می خوای انتخاب کن، اگر هم ایده ای داری در کن، می گفت بودجه تا یه حدودی مشکل ندارند!
اونجا هیچ برتری به اینجا نداره، جز:
امید به فعالیت اجتماعی بیشتر با ایرانیان اونجا. محیط جدید. آب و هوای بهتر. در آمد کمتز از اینجا(اینجا اگر TA بگیرم در آمدم دو برابر می شه).مطمئن باشید هر یک کلمه که بگید برایم مفید خواهد بود، نمی دونم چطوری ازتون تشکر کنم.

Tila گفت...

سعید عزیز شما اگر از زندگی اچتماعی تو اروپا ناراضی هست باید بهت بگم یم هزارمن هین رو هم تو ژاپن نخواهی داشت. به عبارتی ژاپنی ها خیلی به سختی کسی رو تو خودشون راه می دهند تعداد ایران ها خیلی تو ژاپن زیاد نیست و برخلاف کانادا و دانشجویان کانادا که خیلی به نظر من ادمهای گرم و اچتماعی هستند دانشچویان ایرانی تو ژاپن اصلا اینطور نیستند یه دشمنی خاصی انگار باهم دارند همه همدیگر رو به چشم جاسوس نگاه میکنند من یه سال روز عید خواستم همه رو دور هم جمع کنم اما همه با هم قهر بودند و کسی به دعوت من ندا نداد. اگر دلت زندگی اجتماعی گرم میخواد دور ژاپن رو خط بکش ژاپنی خودشون هم زندگی اجتماعی نمیدونند چی هست از طرفی ایرانی های آن جا هم خیلی با هم در تماس نیستند. و از هم فرار می کنند. فکر کنم باید بری تورنتو تا همه دلتنگی هات برای زندگی اجتماعی رفه بشه آن جا خیلی عالی هست.

Tila گفت...

سعید سعید دو بار با تاکید بهت میگم هرگز هرگز به حرف یه ژاپنی اعتماد نکن!! یه ژاپن یهرگز دروغ نمی گوید اما بلد هست حسابی تو رو با حرف راست بپیچونه . استاد شما میگه زبان نخون خب اولا بدون خواندن زبان شما چطور میخواهی تو ژاپن زندگی کنی . بدون دانستن زبان شما حتی نمی توانید یه ماشین لباس شویی رو روشن از وسایل خانهات استفاده کنی نمیتوانی یه بلیط قطار ساده بخری. به هیچ عنوان به هیج عنوان زبان انگلیسی تو ژاپن برات کافی نخواهد بود.
از طرفی ایشون میگه شکا زبان نخوان اما مونبو برای فارغ التحصیلی از شما مدرک زبان میخواهد آن وقت میخواهی چه کار کنی . همه دانشجویان باید تو شش ماه اول برای یه دوره زبان فشرده ژاپنی شرکت کنند و مدرک پاس کردند داشته باشند وگرنه به شما پول نخواهند داد حالا استاد عزیز در کمال ژاپنی بازی به شما میگه نمیخواهد زبان بخوانی اما خوب مونبوشو بهت پول نمیدهد میخواهی چکار کنی با پول خودت میخوانی یا مونبوشو می گردی ؟ دقیقا عین این برای من اتفاق افتاد.

tila گفت...

از طرف دیگر ایشون میگه بهت دانشجو میده شما به عوان کسی که ژاپنی بلد نیستی میخواهی با یه دانشجو که انگلیسی بلد نیست و تمام منابعش ژاپنی هست چه کار کنی ؟ در ثانی شما باید ببنی که دانشجویان ژاپنی اصلا شما رو تو گروه خودشون راه خواهند داد؟ یادت باشه ژاپن کشور گروه گروه هست حتی ورود یه ژاپنی به یه گروه دیگر سخت و دشوار هست تا به من و شمای خارجی.
من تو ژاپن به عنوان یه کانادایی بودم کلی هم دانشجو داشتم کلی هم تحویل گرفته میشدم ولی تمام مدت چه ناراحت بودم چه خودشان فقط باید به سوالات بچه که مثلا تو انگلیسی به بند کفش چی گفته میشه یا آن سوراخک ریز که بند کفش ازش رد میشه بهش چی کی می گویند جواب می دادم . یادم یه روز مادرم بیمارستان بود و دکترش گفت بود خیلی زنده نمی مونه استادم در کمال خودنسردی می گفت الان نمیتوانی ول کنی بری وفتی برگردی باید از اول شروع کنی کارت رو از درس دوستان ژاپنی هم میگفت اشکال نداره فراموش کن خب تیلا حالا بگو این به انگلیسی چی میشه ؟

ناشناس گفت...

امیدورام متوجه باشی چه نکته ای رو میخواهم بهت بگم . تو اگر از اروپا ناراضی هست تو ژاپن اصلا دوام نخواهی اورد من این رو بهت قول میدم. آب و هوا ژاپن هم قربونش برو دوماه هر روز بارون میاید نه آن بارونی که من شما تو زندگی دیدیم وقتی میخوره رو سرت مغز سرت درد می گیره دوماه هر روز طوفان میاید که تمام قطار ها میخوابه دقیقا عین مون ها که تو تی وی وی می بینی همه چی رو از جا میکنه با خودش می بره . شما آنقدر گرم که بخار پز میشی . سه ماه آنقدر سرده که همیشه می لرزی حتی شبها ریز پتو پون خونه سیستم گرماش خیلی وحشتناک گرون هست و اکثر ژاپنی ها شب هیچ وسیله گرم کننده یا تابستان هیج وسیله خنک کننده استفاده نمی کنند . بقیه سال رو راحتی .

برات آرزو موفقیت دارم هر جا که هستی. اگر رفتی همه از یجربیات خبرم کن خوشحال می شم. سوال دیگه بود باز در خدمتم

سعید گفت...

سلام
باز هم ممنون از جوابتون.
من از سیتم استاد وارد می شم، بنابراین اون 6 ماه دوره زبان رو ندارم. فقط برای سه سال بورس دارم. اما این مواردی که در مورد ایرانیان اونجا گفتید نا امید کننده است. وضعیت ایرانیا تو کانادا و آمریکا خیلی بهتره. اما من یه کم دیر جنبیدم. اگه بخوام برای کانادا صبر کنم باید 6 ماه تا یک سال دیگه صبر کنم که اینجوری فاصله می افته.
دقیقا سوال من همین بود، من دنبال یه مبنای مقایسه می گشتم، چون خودم اونجا رو ندیدم.همش دنبال یکی می گشم که هم اروپا بوده و هم ژاپن. من فقط به امید فعالیت اجتماعی بیشتر و داشتن زندگی متنوع تر می خواستم برم اونجا! با این تفاسیری که شما می گید اونجا مزیتی به اینجا نداره.استاده خودش رو خیلی باز بهم نشون داد. وقتی دید که تو دانشکده من چطوری با استادام راحتم، سعی می کرد بهم حالی کنه که اون با بقیه فرق داره. برام خوابگاه گرفته! تو youtube دیدم یکی از گرمایش ژاپن ناله می کرد. ازش پرسیدم گفت سیستم گرمایش و سرمایش مرکزی دارند. حالا که شما اینو گفتین رفتم چک کردم دیدم پول برق به عهده خودمه. یعنی 40000 ین پول اجاره و پول برق رو هم باید بدم. اینجا من ظرف دو سال گذشته یک ماهی که ایران بودم رادیاتور رو خاموش کردم. دما رو با باز و بسته کردن پنجره تنظیم می کنیم.یکی از دوستام می گفت، اونجا تو هیچ مشکلی نداری، جز اینکه خوشی زده زیر دلت! واقعا ازتون ممنونم بخاطر راهنمائیهاتون.اینجا در ماه دسامبر ما فقط 4 ساعت روشنائی روز داریم.به همون اندازه که تابستون های رویایی داره، زمستونای جهنمیش آزار دهنده است. جالبه، یه آقای دکتر ایرانی که دکتراش رو ژاپن بوده والان اسپانیا هست هم تا حدودی حرفای شما رو زدن! ازتون خیلی ممنونم.

ناشناس گفت...

تيلای عزيز، هر چند که برای سعيد نوشتی، ولی من هم بسيار بهره بردم.واقعا متشکرم

ناشناس گفت...

salam tila jan, etefaghi umadam inja o khundam ke almani, khosh amadi.
"dooste ghadime sakene alman"

tila گفت...

دوست قدیمی آلمانی خوشحالم که اتفاقی امدی این جا تو کدوم شهر هستی؟!!

tila گفت...

سعید عزیز امیدوارم تو تصمیم گیری موفق باشی.

سعید گفت...

سلام
راستش رو بخواین هنوز نتونستم هیچ تصمیمی بگیرم.واقعا توش موندم.

Mohammad reza گفت...

Khanoom tilaye aziz
vaghean nemidoonam che joori azatoon be khater neveshtan in mataleb tashakkor konam, vaghean hagh matlab ra ada kardid. ba ejazatoon man in matlab shomaro baraye jameeh iranihaye moghim japon ferestadam (ASIJ) ta shayad kasi betooneh baraye rahnamaee digaran azash estefadeh koneh. vali in ra ham begam ke vaghean in entekhab yani bein iran va japon entekhab bein bad va badtar ast, vali ageh kasi betooneh be har keshvari gheir az japon bereh lahzeh ei nabayad tardid koneh. man tamami harfahaye shomaro ghabool daram che dar mored ostadhaye inja va che dar mored iranihaye moghim japan.

ناشناس گفت...

Salam
Man ham japon zendegi mikonam Matlabetuno khundam va 70%az goftehatun ro kamelan ghabul daram ama dar tule 5 sali ke man inja hastam hichvaght bekhusus az tarafe asatid inja dar khordane mashrub na tanha ejbari nabude balke japoniha kheili moragheb hastan koliyeye aghayede mazhabiye afrad ro raayat konad mamnun az matlabetun.

ناشناس گفت...

سلام بر تیلای عزیز
دوست عزیز نادیده ام، دلم برایت تنگ شده بود. چند تا نکته بود تیلای خوب که می خواستم بگم اولا تمپلیت وبلاگت ازچپ به راست نیست و برعکسه. بنابراین فارسی خوندن توش کمی سخته. اگر خواستی با من تماس بگیر تا ردیفش کنم.
ثانیا حرفت کاملا درسته. راجع به خیلی چیزها درست گفتی و من این را بعد از پنج سال کاملا درک می کنم. این حرفهائیه که من دقیقا به همه بچه های تازه وارد به ژاپن می زنم. می گویم بروید به یک کشور مهاجر پذیر. اینجا تا آخر عمر خارجی می مانید ها. اما امان از این وسوسه مونبو...
فقط یک چیزی. راسیسیم فقط از دولت ژاپن نیست از مزدمش هم نیست. تمامی این سیستم به این بیماری مبتلاست و اینها اثرات متقابل را تشدید می کنند یعنی جائی که دولت بخواهد سیستم را باز کند مردم راه نمی آیند و برعکس. مردم هم تقصیر خودشان نیست. آدمهای بی آزاری هستند اما دنیا را از دریچه تنگ چشمان خودشان می بینند...

خلاصه دلم خیلی برات تنگ شده بود. مواظب خودت باش و کوچولو و آقای شوهر را از طرف من ببوس.

د. وبلاگ نویس سابق.

Dentist گفت...

توضیح: منظورم این بود که نوشته هایت چپ چین است به جای راست چین.

ناشناس گفت...

Salam,
be nazare man risheye besyari az moshkelate ma dar japon khodemun hastim!!!
begoo chera?!!
shakki nist ke inja Japone va keshvare khodemun nist ke hame chi bar vefghe m orade ma bashe.Japon ba iran fargh dare,in matlab mitune yek janbeye mosbar ya manfi talaghghi beshe.
yeki az avvalin moshkelat ZABANE japoni hastesh.
Unhaei ke zabane japoni ro balad nistan bishtar az hame aazab mikeshan .rahesham ine ke beran bishtar talash konan va yad begiran!!be jaye ghor zadan.
nemikham begam japon hame chish az Iran behtare ha,moshkelate inja chon keshvare digeii hast ba iran fargh mikone va MA ghodrate tatbigh Nadarim!!
moshkele ASLI ham Hamine.
makhsoosan iranihaei ke ezdevaj kardan moshkelat ro ba ham be farsi morede bahs gharar midan va bishtar va zoodtar az bagheyye az Japon zade mishan!!
Teimour-Tokyo

student گفت...

Dear Said, I read the post and replied by chance. I have been living in Japan in past 5 years, and I have never faces any of those problems Iranian friends mentioned here. I think it depends on personality, major, the part of Japan and the university you may work in. I love the weather here, even though winter is terribly cold sometimes, I can easily keep warm with good heaters and afford it well even when I was living as a student of Monbosho. Good luck

tila گفت...

دنتیست عزیز نمیدونی چقدر از دیدنت تو اینجا خوشحال شدم. خوبی ؟ بابا چرا وبلاگت رو بستی آخه. مرسی از لطفت خیلی ممنون.
راستشبرای وبلاگ من نه بلد نه وقت می کنم یه دستی به سر و گوشش بکشم. خودم هم حالم ازش بهم میخوره اما چه کنم فعلا می سوزم و می سازم باهاش دیگه

Lilypie 3rd Birthday Ticker