۲/۱۹/۱۳۸۷

آزادی

-تو خیابون تو بیابون تو هر جا که دستشون برسه سیگار می کشند. تازه می گویند از اول سال میلادی کلی ممنوعیت برای کشیدن سیگار گذاشتن. خب حالا اینقدر ممنوعیت گذاشتن هر جای میری کلی سیگاری هست به طرز وحشتناکی مردم این کشور شیگاری هستند.
چیه بابا خجالت داره بچه بغل سیگار می کشید. خفه مون کردید . مملکت به این مدرنی با این همه پیشرفت این همه سیگار واقعا جای تعجب داره.

-مثل چی الکل می خورند. روی ژاپنی ها رو کاملا سفید کردند. میری تو پارک د وتا پسر بچه لاغر بی جون نشستن یه جعبه بزرگ با خودشون آبجو آوردند. تو دو سه ساعت همه رو خالی می کنند. چشمهای که من از کاسه در آمد. ممنوعیت خوب چیزی والله ...
هر جا دلشون بخواهد الکل می خورند. روزهای آخر هفته که دیگه فوتبال یه برنامه ورزشی چیزی هست. همه یه شیشه دستشون هست همین طور راه می رند الکل می خورند. شهر واقعا دیدنی هست موقع پخش مسابقات.

-روی فرانسوی ها رو تو مصرف عطر ادوکلن از جور مواد سفید کردند. خیلی خیلی وحشتناک از این جور مواد استفاده می کنند. حتی تو مهدکودک و مدرسه و دانشگاه. چه معنی داره آخه بابا شاید یه بدبخت عین من آلرژی داشته باشه.

آخه این هم آزادی چه معنی داره. این دولت فخیمه کانادا رو باید بفرستند این جا یه کم قانون بذاره واسشون بفهمند دنیا دست کیه!!

-رفتار و برخوردشون خیلی خیلی شبیه ایرانی ها همون طور بی صبر و تحمل اعتراض کن هستند. هواپیما ما از تورنتو به فرانکفورت یه دو ساعت ناقابل تاخیر داشت. آلمانی مهمانداران رو با انگلیسی غلط و غوط خفه کردند از بس داد و اعتراض کردند. کانادایی ها عین شلغم ساکت نشسته بودند.
-وقتی پانته آ غربتستان رفت ایران گفت من آن جا رانندگی کردم من تا مدتها دچار افسردگی شدم. همش می گفتم ای بابا من چقدر بی عرضه هستم. یه نیم ساعت تو تهران رانندگی کردم. یه گوشه وایستادم یه نفس عمیق کشیدم گفتم کار من نیست. زنگ زدم به خواهر شوهر گرمی گفتم بیا ماشینت رو ببر. من از این جا تکون نمی خورم. چه آبرو ریزی کردم ها\

- رانندگی این آلمانی ها وحشتناک هست عین ایرانی ها تو خیابون ویراژ می دهند با صدای بلند آهنگ گوش می کنند. سر خیابون با هم جر و بحث می کنند. یه کم عرض خیابون رو دیر طی کنی اشاره می کنند برو دیگه. شاید چند فحش آلمانی هم نثار کنند که خدا شکر من نمی فهمم. یه دو دقیقه امان نمی دهند ازسبز که قرمز شد می خواهند از روت رد شند.
تو این مدت کوتاه ۴ تا تصادف دیدم. چهارتاااااااااااااااااااااااااا بارو کردنی نیست. ( ببخشید من تازه از دهات آمدم. تو دهات ما سال ۴ تا تصادف نمیشه)
راستی یه بار تو خیابون دیدم دوتا پسر که به قیافه شون میخورد عرب باشند شاید هم ترک بودند وایستادن کنار خیابون واسه دوتا دختره که از پیاده رو رد می شدند هی بوق می زدند. دقیقا عین صحنه های که تو ایران هست. به شوهر گفتم این جا هم این جوری دختر بازی می کنند؟!!
مردهای المانی به شدت وضع شون خرابه!! همین تو خیابون راه ی رهند با به قول دخترک با بامب پارتنرشون بازی می کنند. فکر نمی کنند دخترک من چشم گوشش باز میشه .




خیلی چیز ها بود دیگه یادم نمی یاد بنویسم . حالا بعد می نویسم.

ولی از همه این دردسر ها گذشته من عاشق این زبان آلمانی هستم. خیلی خیلی زبان خوشگلی هست.مخصوصا آن هفتش که میشه Sieben!!

۱۲ نظر:

marjan گفت...

خدا وكيليش بازم از كانادا بهتره؟ نه جون مرجان!!!!! خوبى خانمى؟ چطورى عزيزم؟ زندگى بر وفق مراده به اميد خدا؟؟؟؟؟؟ از صميم قلب آرزو ميكنم هر جا كه هستى كنار خانواده خوبت سلامت و شاد باشى، اين خيلى خوبه كه شانس اينو دارى كه چند جا زندگى كنى، زبانها و فرهنگ هاى مختلف رو ببينى و بشنوى، نعمتى كه هر كسى صاحب انن نيست،

شاد باشى

سعید گفت...

من اکتبر فرانکفورت بودم برای یه شب! عصرش کلی جشن بود، دلیلش رو از هر کسی پرسیدم بهم به آلمانی جواب داد. آخرش هم مجبور شدم برگردم هتل از اینترنت پیدا کنم. تیم فوقبال زنانشون قهرمان شده بود!

nava گفت...

فکر می کنم يک مقداری از اين همه شلوغی و بی نظمی که شما شاهدش هستيد مربوط به فرانکفورت باشه چون بيشترين تعداد خارجی رو تو شهرهای داره، البته راجع به سيگار و الکل همه جای آلمان وضعيت مشابه ای داره اما صدای ضبط ماشين بلند باشه يا ويراژ توی خيابونها يا بوق زدن متاسفانه تو شهرهايی که جوانهای خارجی زيادترن بيشتره و همين هم می شه که هميشه آلمانيها جلو جلو نسبت به خارجيها جبهه می گيرن. کلا همه چیز به شهر و منطقه ای که زندگی می کنید بستگی داره بعضی جاها انقدر ساکته که شما بعد از چند روز به شک می افتید کسی اونجا زنده هم هست

من خيلی خيلی کنجکاوم نظر شما رو به مرور زمان نسبت به آلمان ببينم چون خيلی جاهای دنيا بودين، من از اون موقع که ژاپن بودين خواننده وبلاگتون بودم، و تنها جايی که خارج از ايران زندگی کردم همينجا آلمانه و يک جورايی به خوب و بدش عادت کردم، دلم می خواد ببينم برای شما که اينقدر جاهای مختلف بودين چه طور به نظر می آد

اميدوارم هر جا که هستيد شاد و موفق باشيد

نوا

nava گفت...

ببخشيد من آدرسم رو هم گذاشته بودم که نظر بی نام و نشون نداده باشم اما گويا ثبت نشد

نوا گفت...

باز هم شرمنده قبلی اشتباه شدم خودم خجالت می کشم دوباره، واقعا ببخشيد، نمی دونستم اين سيستم نظرخواهی چطوری کار می کنه

ناشناس گفت...

متاسقانه تو بزرگ شده در کشوری هستی که سرکوب داوئمی رواج داره و با هزاران تحقیر بزرگ شدی ... من بارها .و بارها آلمان رقتم و هرگز این جیرهائی که میگی برام عداب اور نبوده ..بزرا مردم هر زور دوست دارن زندکی بکنند و تو توقع داری برای اینکه یک دختر بجه ایرونی داری مردم المان بمیرن تا بجه تو ایرونی بزرگ بشه ؟!؟!؟!؟ خانوم جون برگرد ایران !
احتمال میدم که سانسور کنی و لی مهم نیست فبلا هم اینکار رو کردی

ناشناس گفت...

behtare hamishe hamoon haghi ro ke baraaye khodetoon ghael mishid , dar cigari naboodan,baraaye cigarihaa ham ghael beshin.
mitoonid az restaurant haaye Non Smoking estefadeh konin , va ya too khoonatoon beshinin ta az Eau De cologn haaye mardom ke beheshoon ehsaase tamizi mideh va az booye gande aragh nejateshoon mideh dar amaan bashin.
mitoonin ham dar avalin forsat be Ghom mohajerat konin , az booye tan , mamnooeiyate alchiol,va
mamnooiyate cigar hade'aghal baraye khanoomha ,lezzate kaamel ro bebarin.

پروانه گفت...

وای تیلا جونم ... نوشته تو یک طرف که از خنده غش کردم با این هول زدنهای همیشگی ات .. این کامنت آقای/ خانم ناشناس یک طرف


جناب ناشناس .. شما این ادبیات را نگاه کن مرگ من .. این اصلا فارسی ش در حد آلمانی منه ( حالا یک کم اغراق بود) این دخترک ما اصلا ایران بزرگ نشده که ... اونجایی که ایشون بزرگ شده هم اصلا سرکوب دایمی نبود ولله ...

جان هر کی دوست داری دفعه دیگه تز بدی اول مطمین بشو بعد بپرون ...


تیلا جونم من فکر کردم از المان خوشت اومده ننه ... تو غصه نخور .. تو شش ماه دیگه فکر کنم بری .. ممممم .. کجا ؟؟؟ شاید رفتی فنلاند .. بعید نیست ولله .. مارکوپلو جونم .. ماچ ماچ .. یو و تلسی ...

ناشناس گفت...

تو مطمئنی توآلمانی؟

ناشناس گفت...

Eiii val Tila !!
avvalin bare ke weblogetun ro mikhunam vaghean mofid hast.
khaste nabashid.
Teimour-Tokyo

آورا گفت...

akhe in zabane almani kojash ghashange???

سعید گفت...

سلام تیلا جان ... جالب بود ... اما باور این که همه ی این ها را که گفتی آلمانی ها انجام می دهند کنی سخته ... اما باور می کنم ... چون تیلا را می شناسم ... منئهم اگر خدا بخواهد و بشود به زودی قراره همونجا باشم ... سبز باشی عزیز ...

Lilypie 3rd Birthday Ticker