۶/۱۸/۱۳۸۷

ص ک۳۰ سیاسی


هفته خیلی پرکاری بود. شوهر از مسافرت آمده بود. می خواستیم تصمیم بگیریم آخر هفته رو چه کار کنیم. اینجا روزهای یکشنبه فروشگاهها تعطیل هستند.( حالا هی بگوید آمریکایی ها کانادایی ها مذهبی هستند. من هر چی دوست آلمانی دارم یکشنبه تعطیل صاف میره کلیسا. صدای ناقوس کلیسا هم که عین اذان تو کشورهای مسلمان گاه و بیگاه گوش بدبخت ما کر کرده) .
اولین جای که پیشنهاد می ده و بنده با کله می پذیرم شهر بادن بادن هست. این شهر یا بهتر بگم این دهات خوش آب و هوا در دل بلاک فورست هست. خیلی شبیه شهر رامسر ایران هست.
اغلب کسانی که تو این شهر زندگی می کنند افراد خیلی مسن ( بخوانید رو به فوت) اما شدیدا پول دار هستند. که روزگار خوش بازنشستگی رو تو این بهشت کوچک می گذارند.
این شهر پراز میلیونر و پول دار روسی هست که همراه باز جوان و زیبا در کنار رودخانه رویایی این شهر قدیم میزند.

تو زبان آلمانی بادن به معنای حمام هست. بیل کلینتون که معروف حضورتون هست عاشق این شهر هست و در ستایش این شهر فرموند: یه بادن واسه این شهر کم بوده واسه همین شده بادن بادن*
خب شهر که همه پولدار پیر پاتال حمام آب معدنی و مشت ومال به راه چیز دیگری که می خواد حالا کازینو یا قمارخانه هست که بعد از آن حمام باحال حساب بساط عیش ونوشان رو کامل کند.
کازینو بادن بادن یکی از معروفترین کازینو های این شهر هست.
بنده ناچیز خداوند که مشکل ریه دارم. از دو فرسخی من کسی سیگار بکشه میافتم رو به مرگ. ( پدرم از سرطان ریه فوت کرد.پدر خودش هم همین طور مشکل ریه تو خانواده ما خیلی ریشه دارهست.) بنابراین این جور جاها که محیط آلودتر هست اصلا وارد که هیچ نزدیک نمیشم. آخرین بار تو زندگیم فکر کنم ۱۵ سال پیش از ماقبل تاریخ بود رفتم کازینو آبشار نیگارا. بار کلاب دیسکو اینها که دیگه هم خوشبختانه از سن من گذشته.

واسه همین تصمیم گرفتیم بریم یه حمام آب معدنی اساسی. این نازگل من عاشق آب هست. معمولا روزهای آخر هفته می برمش یورپا پاد.
وقتی دید دارم لباس شنا و حوله بر میدارم جیغ و داد و خوشحالی که مامی می خواهیم بریم شنا.خب دیگه نمیشد دروغ گفت باید میگفتم آره داریم می ریم استخر.
متاسفانه تو استخر های بادن بادن بچه های زیر هفت سال رو راه نمی دهند.تا پارسال راه میدادند اما انکار یه اتفاقی پارسال افتاده و دیگه بچه زیر هفت سال رو راه نمیدهند. آز آنجایی که شهر خیلی توریستی هست و خیلی فقط برای این حمامهای ابگرمش می رند آن جا اکثر حمام ها مهدکودک داره و کسانی که بچه دارند میوانند بچه شون رو بسپارند به مهد.

رسیدم دم استخر دخترک مهدکوک وسایل بازی رو دید دیگه یادش رفت می خواست بره شنا.پرید رفت تو ما رو هم فراموش کرد.
خب من حالا چه طوری برای شما توضیح بدم این حمام های آلمانی های بی ناموس رو؟!
استخر ها معمولا دو قسمت دارند . یه قسمت اول که شبیه همون استخر های خودمون هست که خیلی کم عمق هست و مردم فقط توش راه میرند. البته خود همین قسمت هم خودش چند قسمت مخالف هست که باید برید ببنید من نمیتوانم توضیح بدهم ولی خب همشون با آب هست. قسمت دوم انواع و اقسام مختلف سونا هست. آلمانی های بی ناموس زن و مرد لخت و بدون لباس شنا میرند سونا.
کلا این جا رول هست کسی با لباس شنا نمی توانه وارد قسمت سونا بشه. همه زن و مرد باید همون جلو در مایو شون رو در بیارند برند سونا.

آنقدر سونا های آلمان متنوع و جالب هست خیلی دل کنده از این سونا سخت هست. از طرفی لخت و عور شدن جلو این همه مرد زن کار شاق ونشدنی هست. تصمیم گرفتیم حوله مون بپچیدم دور خودمون بدویم تو یه سونا ابی که خیلی معروف هست. ماموارن نیرو انتظامی همه جا مراقب هستند کسی با لباس وارد نشود. کسانی که حوله دارند رو سا لخت می کنند یا سریع بیرونشون می کنند.
آمدیم از سونا بیرون به شوهر می گم نگاه ببین چه دنیا عجیبی هست یه جای دنیا زن و مرد باید لخت شوند نیروی انتظامی سخت مراقب هست کسی از دستور سرپیچی نکنه. یه جای دیگه دنیا مردم یه چکمه نمی توانند بپوشند. لباس سفید و رنگی نمی توانند بپوشند. چهار تار مو سرشون نباید دیگه بشه.
میگه چی رو با چی مقیاس می کنی این آلمانی ها نسبت به خیلی از کشور پیشرفته هم جلو تر هستند. این همه تو فضای باز بدون هیچ کنترلی این همه مشروب می خورند تو تا حالا دیدی کسی مزاحم کس دیگری بشه. این همه آزادی دارند ولی ببین چقدر راحت رلکس هستند.


میگم آره انصاف خیلی آدمهای باشعوری هستند فقط یه کمی سگ اخلاق هستند.
میگه میدونی چرا اینها کردان رو گذاشتند وزیر کشور بشه. می گم از لنگ و پاچه مردم رسیدی به کردان نه چرا؟!
میگه کسی که مدرک فوق دپیلم سالیان سال خودش رو دکتر جا زده حتی دانشیار هم شده چه انتخاباتی برگزار کنه. اما فکر نمی کنم هر چقدر کارش تو تقلب درست باشه با این گرونی و مشکلات ایران دیگه کسی تو انتخابات شرکت کنه.
می گم شرکت می کنند خوب هم شرکت می کنند. بالخره یه راهی پیدا می کنند مردم رو می کشوند پای صندوق. فکر می کنی تو این سی سال گذشته چی کار کردند هر دور این خیمه شب بازی بود. مردم هم خب چیکار کنند از این ستون به آن ستون فرج هست بالاخره یه بد بیاد از بدتر که بهتره.

میگه بد و بدتر چیه؟! قدرت داره کاملا منتقل میشه دست خامنه ای. آقا علنا میگه شما ۵ سال دیگه هستی. بد و بدتر کدومه؟! تو هر دوره که نگاه کنی یه سری ریزش می کنند کنار گذاشته می شوند.حالا دیگه رسیده نوبت خود ذوب در ولایت ها که ناخالص هاش ریزش کنند.
نگاه کن سر این مدرک تقلبی کردان صدا یه نفر از این اصلاح طلبان در نیومد. میدونی چرا؟ چون اکثر خودشون هم به همین درد مبتلا هستند. یکی که خیلی خفه شده اصلا ازش صدا در نمی یاد خود آقای میردامادی هست که از کمبریج مدرک گرفت. اکثریت شون هم از انگلیس مدرک گرفتند. اینها پته مت ها همدیگر رو دارند به موقع اش رو می کنند. بسته به این که کی بیشتر قدرت داشته باشه ان یکی رو می زنه کنار.


من نمی دونم بابا من تنها چیزی که میدونم اینه مردم باز میرند پای این صندوق ها حضور فعالشون رو نشون میدهند.

میگه کی میره رای بده؟!

همین وبلاگ نویسان. همین خانواده هاشون. واسه سیاهی لشکر نشون دادن تو تی وی جلو خبرنگاران خارجی پز حضور فعال مردم رو نشون دادن که خوبه.
بعد هم مردم رای ندهند چیکار کنند؟ آنی که کارمند هست شغل اش رو از دست بده؟دانشجو از درسش بیافته؟ چی می دونم کلی هزینه بدهند که چی بشه؟! کور بابا همه چی. کور بابا مملکت. من کارم راه بیفته من درسم تموم بشه من گلیمم رو از آب بکشم. خونه من خراب نشه. هر چی بادا بادا.

من هم ایران بودم به جای یه رای ده بار رای می دادم. حوصله داری ها
آن بدبخت منوچهر احمدی تو زندان مرد چی شد؟ آن پسر چشش تو ۱۸ تیر کور شد چی شد. آن یکی که کشته شد چی شد. آن باطبی بدبخت نزدیک ده سال تو زندان پوسید چی شد؟ ول کن بابا حال داری ها برید رای بدهید حالش رو ببرید زندگی رو ببچسب برید بادن بادن عشق حال کنید. کی به کیه؟ رای ندادن کیلو چنده ؟ جانم فدای رهبری. من رای میدم آن هم به احمدی نژاد. اصلا چرا من به حرف رهبرم گوش ندهم.

آقا جانم فدایت من رای میدم به احمد نژاد. چون اراده تو بر این هست. آقا من رای میدهم تا روت کم بشه و آس تر از آحمدنژاد رو رو نکنی مردم شککه بشوند.
من رای میدم تا کسی یقه آن یکی دیگر رو نگیره که اگر رای داده بودی وضع بهتر از این بود. آقا من رای میدم تا مردم کمتر به جان همدیگر بیافتند همدیگر رو تکه پاره کنند. من رای میدم تا همین اب باریکه هم قطع نشه. این آب باریکه برای زندگی کافی نیست اما برای جلوگیری از نمردن کافی هست.
بالخره این وضع همین طور ادامه پیدا می کنه بقول یه بنده خدایی یا خر میره یا صاحب خر یا دنیا می مونه بی صاحب دیگه.
ارداه ای که از دل برای تغییر نیست. جز این که دست غیب اوباما یا مک کین از آستین راستین جرجک در بیاید.
رای بدهید حالش رو ببرید.

ما هم بریم این ور دنیا عشق و حال ...

انهایی که سیاسی دوست ندارند قسمت س ک ۳۰ شو رو بخوانند.

*برگرفته از اینترنت و ویکپیدیا

۴ نظر:

marjan گفت...

OK

MAhTA گفت...

yani lokht lokht mar o zan b ham miran suna NoWay

دختر همسایه گفت...

سلام تیلا حال و احوال که ایشالا خوبه خدا رو شکر ....ناز گلت چطوره ....دیگه عکس زیاد نمیذاری از این ناز گلکت......

این دانمارکیها هم خیلی بی ناموسند ...درست مثل همون استخری که تعریف کردی ما هم داریم ....با سوناهای خشک و بخار دار و حوضهای آب یخی بعل دستش ....اما واقعا عذاب آوره ...عذاب لخت شدن نه ها.... دیگه آدم بعد از چند وقت عادت میکنه ....بلکه چشم آدم هی به این زنگوله های این پیر مردا افتادن و شکمهای گنده زنها رو تحمل کردن ....
:-))
قسمت سیا۳۰ رو هم خوب اومدی

Tila گفت...

دختر همسایه جونم پس شما هم هاهاها این جا اصلا انکار سونا با ناموسی نداره. همه سونا ها همین جور بی ناموسی هستند. حالا بعضی از این با ناموسی ها رو برای ما هم نگه دارن بد نیست ها. عکس رو هم دوربین ندارم. تازه دیروز یه دونه خریدم ان هم خراب بود بردم پس دادم یه دونه دیگه خریدم. امیدوارم این دیگه بازی در نیاره. راستی خودت هم از دختر کوچولوت عکس نمیذاری ها

Lilypie 3rd Birthday Ticker