۸/۰۹/۱۳۸۵

تلگراف


این ها دارند از شهر ما کوچ می کنند یا دارند می آیند به شهر ما
موهام رو کوتاه که نه مرتب کردم سرم خلوت شده وبلاگ می نویسم
- جوجو رو برای اولین بار در زندگیش تنها گذاشتم با دوستم گریس البته !! رفتم مهمونی فردا عکسمون میره تو روزنامه می فرستیم واسه مادرمون ( هاهاها)
لعنت بر کسی که مرز رو اختراع کرد ، بد تر از آن نفرین لعنت ابدی خدایان برای کسی که ویزا رو اختراع کرد
خیلی گرفتارم عین اسب قسمت دوم آن ترجمه رو وقت نمی کنم بنویسم
ای کاش از رفتن تو جمع ایرانی ها نمی ترسیدم.ای کاش فقط یه یک دوست فقط یک دوست ایرانی داشتم
ای کاش و ای کاش رابطه من با دوستان ایرانی همون جور راحت و آسان مثل دوستان کانادایی ام بود
همه مشکلات گردن آنها نیست حتما تقصیر من هم هست که اینقدر رابطه ام با ایرانی ها مشکل دار هست
- من هیچ اطلاعی از مهاجرت به کانادا ندارم شرمنده همه کسانی که ای میل زدند. من که گفتم من برگشتم کانادا ( یعنی از قبل این جا بودم دیگه!)
یه مورد هم می خواهم بگم اما سانسور می کنم نمی گم!!!

۱ نظر:

sherry گفت...

به دنبال اطلاعاتی راجع به ایدئولوژی شینتون یا با اسمی شبیه اون بودم که به اینجا رسیدم. چیزی که به من گفته بودند و دنبالش بودم خیلی با این چیزهایی که اینجا نوشتی فرق داشت
مرسی از مطالبت

Lilypie 3rd Birthday Ticker